تبلیغات
تلنگر خیلی کوچیک - داستان جالب
 
تلنگر خیلی کوچیک
ببخش تا بخشیده شوی
 
 
چهارشنبه 25 آبان 1390 :: نویسنده : حامد بامرام

یه کلاغ و یه خرس سوار هواپیما بودن کلاغه سفارش چایی میده چایی رو که میارن یه کمیشو میخوره باقیشو می پاشه به مهموندار
مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی! چند دقیقه میگذره باز کلاغه سفارش نوشیدنی میده باز یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار
مهموندار میگه : چرا این کارو کردی؟
کلاغه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی !
بعد از چند دقیقه کلاغه چرتش میگیره
خرسه که اینو میبینه به سرش میزنه که اونم یه خورده تفریح کنه ...
مهموندارو صدا میکنه میگه یه قهوه براش بیارن قهوه رو که میارن
یه کمیشو میخوره باقیشو میپاشه به مهموندار مهموندار میگه چرا این کارو کردی؟
خرسه میگه دلم خواست پررو بازیه دیگه پررو بازی
اینو که میگه یهو همه مهموندارا میریزن سرش و کشون کشون تا دم در هواپیما میبرن که
بندازنش بیرون خرسه که اینو میبینه شروع به داد و فریاد میکنه
کلاغه که بیدار شده بوده بهش میگه: آخه خرس گنده تو که بال نداری مگه
مجبوری پررو بازی دربیاری!!!!!!!!
نکته مدیریتی : قبل از تقلید از دیگران منابع خود را به دقت ارزیابی کنید





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 شهریور 1396 12:42 ق.ظ
I like the valuable info you provide in your articles.
I'll bookmark your blog and check again here regularly. I'm quite sure I'll learn lots of new stuff right here!

Best of luck for the next!
جمعه 9 تیر 1396 10:52 ب.ظ
Hello, Neat post. There is a problem along with your site in web explorer, would test this?
IE nonetheless is the marketplace leader and a huge component
to other people will leave out your magnificent writing due to this problem.
یکشنبه 4 تیر 1396 09:29 ب.ظ
Glad to be one of many visitants on this awful website
:D.
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 04:08 ب.ظ
I have read so many posts concerning the blogger lovers but this article is in fact a good post,
keep it up.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 10:02 ق.ظ
Good blog post. I certainly love this website.
Continue the good work!
دوشنبه 28 فروردین 1396 05:41 ق.ظ
I blog often and I genuinely thank you for your content.
Your article has really peaked my interest. I am going to take a note of your blog and
keep checking for new information about once per week.
I subscribed to your Feed as well.
یکشنبه 29 آبان 1390 11:35 ق.ظ
ای ول جالب بود

یا علی
حامد بامرامیا مهدی ادرکنی
چهارشنبه 25 آبان 1390 11:05 ب.ظ
پرو بازی دیگه..به این چیزاش فکر نکرده بود
چهارشنبه 25 آبان 1390 08:43 ب.ظ
اپمـ گلـَمـ...
چهارشنبه 25 آبان 1390 11:09 ق.ظ
سلام حامد جان
داستان آخری خیلی با مزه و قشنگ بود.
دستت درد نکنه، موفق و مؤید باشی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام خدمت دوستان عزیز و مهربونم
این وبلاگ سعی در این داره که
کمی بیدار کنه انسان هارو
لطفا نظر یادتون نره
.............................................
زندگی باور می خواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید از ته قلب به تو گوید که خدا هست هنوز...
.............................................
در گذر گاه زمان خیمه ی شبازی دهر با همه تلخی و شیرینی میگذرد عشقها میمرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطرهاست که چه تلخ و چه شیرین دست نخورده باقی میماند(اخوان ثالث)
.............................................

مدیر وبلاگ : حامد بامرام
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

www.shereno.com