تبلیغات
تلنگر خیلی کوچیک - خدا جون....
 
تلنگر خیلی کوچیک
ببخش تا بخشیده شوی
 
 
سه شنبه 2 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد بامرام
خداوندا
با تو سخن میگویم .... تویی که محرم تمام اسرارم بوده و هستی
میروم و میروم تند ... اما آرام میرسم ... میرسم به آستانه‌ای که سالهاست آنرا گشوده‌ای
تا مرا عبور دهی از خاك به عرش
الهی
از من بگیر آنچه تو را از من میگیرد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 شهریور 1396 09:27 ب.ظ
Good article. I absolutely love this site.
Keep writing!
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:19 ب.ظ
Whoa! This blog looks just like my old one! It's
on a totally different subject but it has pretty much the same layout and design. Outstanding choice of
colors!
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:33 ب.ظ
Highly energetic blog, I enjoyed that a lot. Will there be
a part 2?
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:55 ب.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was a amusement account
it. Look advanced to far added agreeable from you! However, how
can we communicate?
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:07 ق.ظ
It's going to be end of mine day, except before end I am reading this
impressive paragraph to increase my experience.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 12:20 ب.ظ
What's up, I want to subscribe for this weblog to take hottest updates, so where can i do
it please assist.
جمعه 25 فروردین 1396 06:55 ب.ظ
I seriously love your site.. Excellent colors & theme.
Did you create this amazing site yourself? Please reply back as
I'm planning to create my own personal website and want to
know where you got this from or just what the theme is named.
Cheers!
چهارشنبه 3 اسفند 1390 10:08 ق.ظ
زیباست
ولی سخته ادم رنگ و بوی خدارو بگیره



 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام خدمت دوستان عزیز و مهربونم
این وبلاگ سعی در این داره که
کمی بیدار کنه انسان هارو
لطفا نظر یادتون نره
.............................................
زندگی باور می خواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید از ته قلب به تو گوید که خدا هست هنوز...
.............................................
در گذر گاه زمان خیمه ی شبازی دهر با همه تلخی و شیرینی میگذرد عشقها میمرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطرهاست که چه تلخ و چه شیرین دست نخورده باقی میماند(اخوان ثالث)
.............................................

مدیر وبلاگ : حامد بامرام
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

www.shereno.com