تبلیغات
تلنگر خیلی کوچیک - شایعه کردن کار بدی هستش
 
تلنگر خیلی کوچیک
ببخش تا بخشیده شوی
 
 
یکشنبه 7 اسفند 1390 :: نویسنده : حامد بامرام
زنی شایعه ای را درباره همسایه اش مدام تکرار می کرد.

در عرض چند روز، همه محل داستان را فهمیدند.

شخصی که داستان درباره او بود، عمیقاً آزرده و دلخور شد.

بعد زنی که شایعه را پخش کرده بود متوجه شد که کاملاً اشتباه می کرده. او خیلی ناراحت شد و نزد خردمندی پیر رفت و پرسید برای جبران اشتباهش چه می تواند بکند؟

پیر خردمند گفت: به فروشگاهی برو و مرغی بخر و آن را بکش. سر راه که به خانه می آیی پرهایش را بکن و ......یکی یکی در راه بریز.

زن اگرچه تعجب کرد، آنچه را به او گفته بودند انجام داد.

روز بعد مرد خردمند گفت: اکنون برو و همه پرهائی را که دیروز ریخته بودی جمع کن و برای من بیاور!

زن در همان مسیر به راه افتاد، اما با ناامیدی دریافت که باد همه پرها را با خود برده است.

پس از ساعت ها جستجو، با تنها سه پر در دست بازگشت.

خردمند گفت: می بینی ؟ انداختن آن ها آسان است اما بازگرداندنشان غیر ممکن است. شایعه نیز چنین است.

پراکندنش کاری ندارد، اما به محض اینکه چنین کردی دیگر هرگز نمی توانی آن را کاملاً جبران کنی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 14 مرداد 1396 05:27 ب.ظ
There is definately a great deal to learn about this subject.

I really like all the points you've made.
یکشنبه 8 مرداد 1396 10:50 ق.ظ
Thanks for any other fantastic post. The place else may anyone get that kind of info in such a perfect method of writing?
I have a presentation next week, and I am on the search for such info.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 05:02 ب.ظ
Asking questions are actually fastidious thing if you are not understanding something entirely, however this article presents good understanding even.
جمعه 1 اردیبهشت 1396 01:37 ب.ظ
I have been surfing on-line more than 3 hours lately, yet I by no means found any attention-grabbing article
like yours. It's pretty worth sufficient for me. In my view, if
all web owners and bloggers made good content material as
you probably did, the web might be a lot more helpful
than ever before.
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:01 ب.ظ
I think this is one of the most important information for
me. And i'm glad reading your article. But should remark on few general things,
The web site style is ideal, the articles is really nice
: D. Good job, cheers
سه شنبه 29 فروردین 1396 08:53 ق.ظ
I'm gone to inform my little brother, that he should also pay a quick visit this blog on regular basis to obtain updated from most recent gossip.
سه شنبه 16 اسفند 1390 07:12 ب.ظ
bazia vase sargarmi in pararo labe partgah mizaran
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام خدمت دوستان عزیز و مهربونم
این وبلاگ سعی در این داره که
کمی بیدار کنه انسان هارو
لطفا نظر یادتون نره
.............................................
زندگی باور می خواهد آن هم از جنس امید که اگر سختی راه به تو یک سیلی زد یک امید از ته قلب به تو گوید که خدا هست هنوز...
.............................................
در گذر گاه زمان خیمه ی شبازی دهر با همه تلخی و شیرینی میگذرد عشقها میمرند رنگها رنگ دگر میگیرند و فقط خاطرهاست که چه تلخ و چه شیرین دست نخورده باقی میماند(اخوان ثالث)
.............................................

مدیر وبلاگ : حامد بامرام
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

www.shereno.com